حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
641
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
جمله ابو بكر رازى متوفى بسال 370 بارها از قاضى القضاة شدن كه به دو تكليف ميشد ابا ورزيد . ابن اثير ضمن حوادث سال 399 آورده كه عبد الواحد هاشمى را از قضاى بصره برداشتند و ابو الحسن ابى الشوارب را نهادند و درباره آنها شعرى بدينمضمون بدهانها افتاد : " مرا دربارهء دو قاضى سخنى عجيب است كه بايد همگان بخوانند ، يكى را تسليت و ديگرى را مباركباد ميگويند ، اين گويد مجبورم كردند و آن گويد راحت شدم ، آنها دروغ ميگويند و ما هذيان ميگوئيم و معلوم نيست سخن كدام را باور ميتوان كرد . " بدوران دوم عباسى چهار مذهب فقه رواج داشت و روح اجتهاد سستى گرفته بود كه قاضى بايد بيكى از چهار مذهب حكم دهد در عراق مذهب ابو حنيفه رايج بود و در شام و افريقا و اندلس مذهب مالك و در مصر مذهب شافعى رواج داشت و احكام قضا مطابق آن صادر ميشد مذهب حنبلى نيز بود كه در بغداد و ولايتهاى ديگر پيروانى داشت اگر اهل دعوى بمذهبى ديگر بجز مذهب رايج ولايت بودند قاضى يكى را نيابت ميداد تا باقتضاى مذهبشان حكم دهد . غير از چهار مذهب رسمى مذهبهاى ديگر نيز بود چون مذهب زيديان يمن كه پيروان زيد بن على زين العابدين بودند و ميگفتند امامان مذهب بايد شرايط اجتهاد داشته باشند و اماميان اثنى عشرى كه در فارس و عراق بودند و هفت اماميان يا اسمعيليان كه ميگفتند اجتهاد خاص امام است و فقه خويش را از كتاب و سنت و فتواى امامان ميگرفتند ، و مذهب خارجيان و مرجئه و اعتزال كه منقرض شده و مذهب طبرى كه مايه از شافعى داشت و رأى را بفقه آورده بود و حنبليها دشمنش ميداشتند . ظهور ابو الحسن اشعرى در قوت مذهب سنت اثر فوق العاده داشت . مذاهب چهار گانه فقه اساس قضا بود و جز سنى را به قضا نميگماشتند . سيوطى گويد : " بهاء الدوله